کریم سرپولکی
پدر من هوشنگ خان

بخش چهارم

منظره صحنه گود زورخانه از دید تماشاچیان بالای آن که دایره وار بصورت پلکانی سکوهای بتونی ساخته شده و محل استقرار مدعوین است هنگام ورزش بسیار دیدنیست و هم آهنگی حرکات ورزشکاران با موسیقی ضرب و صدای نافذ پر انرژی مرشد که محرک اصلی این مدرسه درس راه ورسم زندگی و اخلاق و تقویت جسم ، روح و روان عاشقان این مرزوبوم می باشد بس تماشائی بوده و هر از چندگاهی که حرکات ورزشی به حد نهائی خود می‌رسد صدای زنگ مرشد از حرکت زنگوله برنجی آویزان کنار جایگاهش بلند می‌شود و اجازه پایان آن حرکت به ورزشکار صادر می گردد و تا هنگامی که صدای زنگ بلند نشود پهلوان از شور و هیجان و سرعت خود نمی‌کاهد مخصوصاً در چرخیدن که خود یکی از رشته های این ورزش است و ما کمتر در ورزشی در دنیا شاهد چنین پدیده ای هستیم که این چنین نیروی تعادل را در انسان تقویت کرده و باعث استواری بدن در مقابل سرگیجه و استقامت قوای دماغی شود ،البته غرور مبارز چرخنده گود تا شنیدن صدای زنگ اجازه سکون نمی‌دهد و مرشد نیز با تکیه بر تجربه خود و تخمین توان ورزشکار مراقب فرد مذبور می‌باشد.

هوشنگ خان پدر من همانطور که گفتم از باستانی کارهای بسیار قدیمی بود که برای اولین بار در باشگاه آهن تهران پس از ورود تشک کشتی که به زمان خود مدرن بود و کشتی را از حالت قدیم به سبک امروزه در آورد در کنار گود زورخانه به روی تشک کشتی رفته در رشته کشتی آزاد به مربی گری مرحوم حبیب اله بلور فعالیت ورزشی خود را در این رشته نو آغاز کرد،البته این رشته را ادامه نداد و بیشتر به همان ورزش باستانی بسنده کرد.

یکی از داستان‌هایی که در مورد ورزش کشتی برایمان نقل می‌کرد فن سگک کلاته بود که حریفی را که در خاک نشسته است ( از اصطلاحات کشتی وقتی حریفی امتیاز منفی می‌گیرد اجباراً توسط داور در خاک می‌نشیند یعنی روی زمین نشسته و کشتی گیر مقابلش پشت او ایستاده با سوت داور شروع به حرکت می‌کند که این خود نکته مثبت حریف پشت سر می باشد)دو دست خود را از زیر دو کتفش رد کرده پشت گردنش بهم رسانده و دو پا را از داخل دو کشاله ران و اطراف بین پاهای طرف برده و با قدرت هرچه تمام تر دست ها و پاها حریف را بروی سینه روی تشک پهن کرده و قدرت هر حرکتی را از وی سلب می نماید سپس وی را با فنون دیگر به پل برده و ضربه فنی می‌کند.

مرحوم حبیب بلور برای آموزش این فن به سایر ورزشکاران وی را انتخاب کرده به میان تشک می‌آورد و در خاک می‌نشاند و در ضمن تدریس سگک کلاته به ورزشکاران آن را عملی توضیح می‌دهد که هنگامی که دستها و پاهایش در سگک کلاته بوده زورش در انجام این فن نمی‌چربد و خود مغلوب و ضربه فنی شده و با قهر از باشگاه می رود،دوستی آنان تا سالیان مدید ادمه داشت اما به علت مشاغل و در گیری های مرحوم بلور هیچ گاه مانند سایر دوستان پدرم وی را در تعمیرگاه مان ندیدم ،ایشان یکی از پرورش دهندگان خروس لاری (جنگی و نژادی از خروس که از افغانستان می باشد) بود البته وی بجز ورزش در رشته سینما ،هنرپیشگی ،تهیه و کارگردانی هم دستی داشت و آثارش باقی است و گهگاه در بعضی از فیلم های سینمائی فارسی از تلویزیون‌های فارسی زبان پخش می گردد.

در رابطه با ورزش و در مسیر آن آشنائي با رادمردان و پهلوانان زمانه خود که اکثراً از جنوب شهر تهران و محله های قدیمی با بافت سنتی و خانوادگی بودند انجامید که نام هر کدامشان امضای زیر تابلوی گوشه ای از تهران می باشد . مرحوم حبیب‌الله بلور یکی از نام آوران ورزش کشتی و در واقع جزو اولین مربیان کشتی روی تشک که بعد ها با مربی‌گری تیم ملی مایه افتخار عصر ورزش ایران شد همراه دیگر نامداران جوانمرد لوطی منش از جنوب تهران برخاستند و هر کدامشان در راه بهبود اوضاع محیط اجتماعی پیرامون خویش مردانه به انجام وظیفه انسانی با پشتوانه آرمان‌های رفاقت و معرفت ،خلوص و پاکدامنی و صفا و یکرنگی جاودانه شدند و من زنده نگه داشتن یادشان را وظیفه همشهری گری و هم میهنی خود میدانم و افتخار می کنم که این مهم را ازدل زمان های نه چندان دور و از زیر آوار فراموشی بیرون کشیده و از فرسنگ ها فاصله دور از وطن آن را به گوش عزیزانی می‌رسانم که چه در داخل و چه در خارج از ایران ،جوانان تهرانی و شهرستانی که شاید هر گز چیزی در باره این بخش تاریخ ما نشنیده باشند و این نوشته ها کنجکاوی شان را تحریک کرده بدنبال مطالعه و آشنائی با گذشته و ریشه های فرهنگی و سنتی خود برآیند.