یکه تاز
کار تو از اصل آن بیپایه است اگر به اُمّیدِ منی
من خودم در گل نشسته از چه رو در سایه همچو منی
من نگاهم در مسیر حرکت تو راهیابی میشود
جان دل تو خود ندانی پشت میهن یکهتاز مامنی
حرکتی کن چشم خاص و عام را دنبال خود روشن نما
ای برادر،خواهرم، فقط تکانی برکَنَد ریشه ز هر اهرمنی
این زمان کو در جهان خیره نموده راه تو چشم جهان
آمدن در بین میدان میشود آزادی و آبادی و رهایی هر میهنی
دست من را رد مکن، گیرَش، که محکم میکشد ما را جلو
پشت این سیاهی شب آیدت صبح سفید روشنی
روبرو روشن, به پشتت هرچه بوده واگذارش در فرا
میبرد همراه تو جمع تمام ملتی را در فراسوی غنی
نیک دانی تو که هر جنبش علیرغم خطر
در نهایت سود آرد پشت آن بعد نگون دشمنی
میشود، تا ما نباشیم روز پیروزی و باشد خاطره
این خودش برد است و ما را نام داریها به هر انجمنی
در شب بیتوتهها آنجا که نام تو نشیند در فضا
زنده مانی تا ابد بر تارک تاریخ میهن که بِدانَش، آمِنی
یادداشت شاعر
آمِن = ایمان آوردن،ایمن بودن ،امنیت داشتن
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
14.11.2025