کریم سرپولکی
سروده‌ها
یک آه
ای که همچون بوی گل عطر نسیم گهگاه بود
هیچ می دانی وجودت با نم باران صبح همراه بود
آنکه تنها شیب تند معبد خورشید را پیموده بود
در سراشیب سقوط با نام دین در راه بود
سایه های اعتماد آنجا که عدل قربانی است
هیچ عذری بدتر از گناه صدق ناخواه بود
آنکه در طول مسیر زندگی با خدعه مفتونت کند
مطمئن باش بر خلاف وعده‌اش خلد برین بیراه بود
ای کسانی که بدون نور در تاریکی مطلق روید
شمع خود را گر مشعشع دیده اید گمراه بود
هیچ کاهن معبدش رونق نداشت
با حمایت های تو عکس یکی در ماه بود
بین چه کرده آنکه از بطنش سرود آمد برون
اشک ریزان را بجای خنده از  اعماق دل ناگاه بود
آنکه امروز لقمه ای نان بهر روزی آرزوست
روزگاری تارک عالم به فکر خانه ای در ماه بود
ما که شب بیتوته را بخاطر ترس از خدا برپا کنیم
ترسم آخر حاصلش از بی‌خبر بودن فقط یک آه بود
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۷/۱۰