کریم سرپولکی
سروده‌ها
یلدا
گرچه ایام زمان روزانه آید به حساب
آنچه در شب می‌شود حتما نمی‌باشد صواب
هر چه شب طولانی و تاریک تر آرامشش محسوس‌تر
در چنین شب‌ها همی بنیاد آینده شود بی‌شک شهاب
بسته چشم آفرینش بر چنین موهبتی گویا زمان
یا که دیدش با کمال معذرت از بیخ می باشد خراب
این میان ناگه یکی تنها شب طولانی این سرزمین
هم چو گل رو می‌کند نقشش همی‌ریزد بر آب
این چنین شب  شب چره در پای کرسی و نوای حافظ است
چشم دشمن گشته کور و طینتش در دل کباب
تا مرام مردمی آهنگ شادی و نواخوانی به عرش بالا رسد
می زند مطرب به دف با نغمه‌هایش همره شور رباب
گوئیا یلدا شب است این نیک بنیاد یگانه شب به نام
که فقط یکبار در طول تمام سال می‌باشد وهاب
ما به فرخندگی این شب نشسته در بر آتش  بپا داریم طرب
یا که در این شب به رسم سنتش از جام دل نوشیم شراب
این همه بیتوته شب کردیم به‌پا اما نشد یک شب چنین
تا سحر هر که به ما آمد نبسته چشم ناگه شد به خواب
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۹/۳۰