✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
یاد پدر
هرگز نکند پُر کسی جای پدر
گرچه عمر نوح آوردی به سر
آنچه بگذشته بدون سایه بالای سر
راه تنها رفته باشد با هراست در گذر
گر چه او رفته نمی گیرد دگر از ما خبر
یاد وی تاجی بود تا بیکران بالای سر
داده اند مارا بشارت طی شود این ره همی
می شود طی لیک کی باشد کشم وی را ببر
من چرا دردم به هر یاری به شکوه می برم
عاقبت این راه را هر نازنین آرد بسر
پیر سیمرغی که تاریخ جهان را شهره شد
همچنان طفلی نشسته منتظر در راه تا آید پدر
من بدان غره بُدم آنگه که دستم می گرفت
من نکردم فکرِ بَد شاید نباشدم ببر
این زمان کو من پدر گشته به آخر میروم
غصه ام چندین برابر میشود از رفتن باری دگر
یکطرف نادیدن فرزند و فرزند زاده ای
یک طرف در بی پناهی رفتن و بی توشه ای بهر پدر
من در این اندیشه ام بیتوته امشب چنان دارم بپا
جمع یاران را برم بر آتش شعله کشیده از جگر
یادداشت شاعر
تقدیم به بانو فلور جاوید تجریشی بیاد پدر
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۱/۱۰/۱۱