✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
یا حق
ازمیان تیره رعدی ناله یاحق همی آید بگوش
دست بیدادش نگر بر جان و ناموسم همی تازد بکوش
هر چه گوید جز عداوت تیره روزی از میانش بر نبود
آنچه قانونش نوشته تشنه خون عزیزانم بنوش
این همه نامردمی با نام الله و سماواتم به زور
می کشم با چشم گریان کوله بارش را بدوش
گر بگویم نه به تکفیرم بسنگ و آهن و زنجیر میگردم جزا
ور شوم همراه می تازد به جزئی گوشه تاریک پنهانم بجوش
یارب این نسل ستمگر را کجا پنهان نمودی و فرستادی به ما
در کجا درسش بدادی و کدام آموزشش باشد سروش
گر نگفتی اهل داد و رسمِ ایمانی و بینی زره ای
ور ندیدی دشمنی ها و ستم ها رفته بر خلق خموش
پس کجا باور شود آن آیه های ناصح یکتا کتاب و رسمشان
در زمانی که برد گوشه جگر بر دار و میخواند وحوش
بی سبب گر باشد آیا خلق در ایمان خود
لحظه ای تردید دارد از دلِ عمامه پوش
گر زمن پرسی اگر عمری بنا باشد رود بر این تن فرتوت من
در شب تاریک بیتوته شود احساس یاد رفته ای از عطر و بوش
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۱/۱۱/۱۶