✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
کُفر
ای خدا نه باوری باشد نه ترسی از عقوبت، نه عذاب
هرچه بوده تاکنون خالی شده انبان تو از التهاب
یادم آید از اوان کودکی ما را از آن بالا چنان
با دو چشم باز خود عریان نمودی بر ثواب
ناخودآگاهِ ضمیرم می‌کشیدم سوی تو در هر مقام
لیک در وقت گناه قلبم تپید و نفسم بند آمده وقت جواب
این نفس بند آمدن با تپش قلبم شده در من عجین
که نهایت شده عادت پوزخندی زده و کار خراب
نرم نرمک باورم گشته به فقدانت، چرا هرچه خطا
کرده‌ام اما نیامد صاعقه از آسمان وقت شباب
گرچه سجاده به راه است و به پیشانی خود داغی ز مُهر
این برای دیگران است تا گشایم روزنِ جنت به دامان سراب
می‌زنم هر شب سری بر خانه خمار میان راه خود
می‌کنم عمامه را حائل میان چهره و جام شراب
سالیان است می‌دهم نفرین تو بر خاطیان راه راست
تا نگردد خدعه‌هایم رو، شود لاطائلات نقش بر آب
گر به هر بیتوته شب کفری بگویم، عفو گردانی مرا
بی‌سبب نیست که گردد دل هر ساده دلی بر من کباب
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
23.10.2024