✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
کن فیکون
نگفته بودمت مگر که میروم زمن برون
ندیده ای عزیز من نمیشود بجان فزون
زِ زندگی و سهم تو فقط خدا سخاوتش
به هر کسی همان دهد که سهمِ وی بود درون
ز شعر و شاعری من اگر نمی رود به عشق
نشانه هایِ بارز نگاهِ من به من کنون
درین میان که مردمی اسیر دیو گشته اند
کجا به نام عشق دهی جوابِ گُشنه ای به نون
بیا ببین که تا شود درین زمانِ سختِ غم
یکی به میخ میزند یکی به نعلِ پا، جنون
اگر برای من رسد قضا و طالع جزا
نگاه من به خیر و شر قضاوتم نه این نه اون
عمارتی بنا کنم که جز صداقت و صفا
نه ظلم ماندش بجا نه چشمِ تر به اشک و خون
گرچه اگر چنین شود دهد به من عنان خود
جهان و هستیش شود بدستِ من کن فِیَکون
اگر شبِ بیتوته ای به راه کفر میرود
گناه این حقیر نیست گزافه و حرف فزون
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۱/۲۷