کریم سرپولکی
سروده‌ها
کار
عده ای مردم میان زندگی گاهی کمی کار می‌کنند
بعض دیگر بین کار و زندگی پیوسته پیکار می‌کنند
جمع بیشی کار کرده تا زمانی وقت کرده فکرِ زندگی کنند
بخش بسیاری تمامی بهر کار آن را به امرار می‌کنند
آنکه خوابید و ز کار مردمی کسب در آمد برد سهم
ادعاها تا قیامت طلب ارث پدر همیشه پُربار می‌کنند
من نمی‌دانم میان این همه تناقض ایده و افکار بشر
نقش من بر چه مداری استوار است از چه اصرار می‌کنند
وقت پیری آمده مسیر طی شده نشسته پشت سر
آنچه کردند دیگران ممکن نباشد هیچ تغییری که تکرار می‌کنند
در عجب باشد کسی که خارج از گود بنگرد میانه را
آنکه می‌چرخد به میدان نابلد باشد چه کردار می‌کنند
کار ناکرده و خسته مانده از کار زمانه را به یک بوته بریز
انتهای راه، معجونی برون آید ز قیفِ لولهِ تنگی تلمبار می‌کنند
کس نمی داند کدامین راه بهتر بوده با عقیده‌ها
آنقدر هست که مجموعهِ ناملایمات را نام به رفتار می‌کنند
این یگانه آخرین شب های بیتوته که آرام می‌شود طی، اَجر نِه
ورنه بر بادت بخوانند رفتنی را که نباشی و نه پندار می کنند
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۹/۲۳