✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
چوگان یا نرد
آه ای یاران فغان از درد ما
درد بی‌درمان و دستاورد ما
ما چه کردیم با چه افکاری چه‌ شد
در پی چه منطقی دنباله رو بر کَردِ ما
هرکسی آنگه که بر قدرت بود بیگانه است
با ترحم بر ضعیفان، مستمندان از نگاه سرد ما
این تاسف که برآمد وقت نقصان توان
هدیه دوران پاییز است و برگ زرد ما
جمع می‌آید به هم از شاخه‌های کوچکی
تا تنومندی شود مجموعه‌ها از فرد ما
گر توانی یک اثر باقی گذاری از کُنِش در زندگی
آنچنان زی که نباشی منجمد در منجلاب سرد ما
پُشت، در پُشتِ کسان دِه، جمع گردان دُورِ هم
تا نگردد دشمنت حاکم به بیرون راندنت از طَرد ما
گوی و چوگان و سواری نیک باشد هرکه را
لیک بُردن ماجرای چرخِشِ دوّارِ تاس و نرد ما
می‌رود یار و رود یادش نمی‌ماند از او
جز غباری در شب بیتوته‌ای از گرد ما
یادداشت شاعر
آورد ما
طرد = رانده،حذف،مطرود
در این شعر سرد ما دوبار استفاده شده
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
29.04.2025