کریم سرپولکی
سروده‌ها
پیام
درک حالَت انچه گوئی نقطه جان منست
می ستایم گر چه احساس تو آلام منست
گشته ای نالان به رفتِ همدم و یار عزیز
عاقبت این ره به پایان رفته جانان منست
گر چه ما دوریم ز یکدیگر ولی از راه دور
آنقدر دانم وجودت مونسِ شمع شبِ تارِ منست
مانده ام خود در روال زندگی این را بدان
نیک تا هستی بجا، آرامش احساس منست
گر چه باشی تو پیامی از ورایِ دور و دوران قدیم
آنقدر باشد که تنها مژده عشق عمیقت  ریشه جان منست
هم بمان هم همرهم باش و بیا با هم کنیم
خانه ای در شآن فیل آنجا که خواهان منست
در شب بیتوته ام دائم به یادت میکنم
آرزو همراه خواهش بر خدا آنجا که پایان منست
به خواهر زاده عزیزم پیام بخاطر احساس ظریفش
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی