وقت بخشش
آرزو کن دیگران خوشبخت باشند و بدان
آرزویت باز گردد سوی تو در این جهان
آن که شاد است و نداند از کجا آورده این نشانه را
گو بدو بخشیده از گنجینهِ پروردگارش ارمغان
دل به دریا میزند آن که تهیدست است و کم
در جوابش ابرِِ بارش باردَش از بیکرانِ آسمان
تو به پا دار سفره فقرت هرآنچه اندر اوست
وقت بخشش کم نگردد آنچه داری بیگمان
تا نیفتد در میانِ دام نداند طُعمه، طعم عافیت
ای بسی آنی که عمری طعنه بر جانان روان
ما چه خوش بودیم ز پیش آمدِ روز و روزگار
کِی، حسابش کرده بودیم اینچنین بر ناگهان
کس نمیداند ز رمز و راز و آنچه میشود ناگه به پا
خواجه در خانه نشسته برده دزدان مسلح کاروان
اسفا دیر است جانا مدت کم تا به جبران ضرر
هیچ آبی را که ریزد نتوان نوشید آن را یک زمان
ما شبانِ بیش و کم بیتوته برپا کردهایم
با امید بازگشت نوجوانی در زمانِ ناتوان
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
08.12.2025