✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
ورپرید
هر که آمد یک گلی چید و برفت و بی‌مهابا پر کشید
آنکه بود و در تقلا سخت کوشید جام خود را سر کشید
آدمی گاهی ندانسته خطاکار است و بی‌راهه رود
تا کسانی را که چشم باز بر نیکی بپندارند ندید
پیش از آن دیرشود دیگر نباشد بودنت
سعی کن دوباره باشی بعد خود جانا امید
این تو بودی که در این کوچه گلی دادی به یار
می‌شود بویش دوباره افکنی اطراف را در زیر بید
بید مجنون کهنسال همچنان مانده بجا
چشم او در پی دوران، صد هزار خاطره چید
از چه گویم، ماندت بهار را زمزمه کرد
فصل پاییز را نگر، دور زمستانم رسید
طعنه بر یار زدن تکرار باشد این چه رسم روزگار
هیچ می‌دانی که باشد، آنکه جانش پر کشید
اسفا دست طبیعت بهر جبران و خراب آمده است
هر بلندی کوتهی دارد که کتمانش نشاید ناشنید
ما به هر بیتوته شب فصلی ز شعر آورده‌ایم
گرچه تا خوانده شود، دیگر نخوانده وَرپرید
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
31.10.2025