✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
ودود
در کنارم آرمید و چشم بست و پر کشید
من به امید نگاهش چشم بگشودم ولی او رفته بود
گرچه جسمش در کنارم لیک روحش در فضا
لمس احساسش به لب‌هایم، نوازش‌ها نبود
تو چه بودی از کجا آمده بودی از چه بافته خالقت
که چنین رندانه دزدیدی حواسم من خیالم بر چه بود
می‌شود من خواب باشم تا رود کابوسِ بد
همچنان که بارها جَستم ز بَختَک که شده اوهام دود
گو چه کردم من، گناهم در چه بوده از چه آید این جزا
گشته آیا جز منِ مانده بجا قربانی خشم حسود
جویمت در عین بینایی میان تیرگی‌های نظر
محو آید شَبَحت بر چشم تارم در شبستان وجود
گرچه دیری نیست پروازت ولی بر من گذشته سالیان
تا کجا آرَم دوام بی تو کدامین قبله‌ام باشد سجود
ترسم از روزی که یادم را فراموشت شود
بگذری بر کوی من بی‌آنکه بندازی نظر بر این خمود
از خدا خواهم که گر فقدان تو تا آخر است
در شب بیتوته‌ام تنها تو آیی در کنارم بر ودود
یادداشت شاعر
ودود = بامحبت، دوستدار، مهربان
خمود = افسرده، بی تحرک، بی روح
تقدیم به دکتر علیرضا بزرگوار و فرزندانش به مناسبت درگذشت ناگهانی همسر گرامی ایشان بانو بزرگوار که تا آخرین لحظه از پرستاری از همسر خود در بیماری کوتاهی نکرد و در کنار بستر وی به خواب ابدی شتافت و آخرین لالایی‌های خود را برای آرامش وی به آرامی خواند.
روحش شاد و یادش گرامی.
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
06.06.2026