✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
والاخِرَد
نیمه شب بیدار گشتم نگران از خواب بد
گرچه این تکرار گردد،برود تا آخر و تا به ابد
ما ز نسل گشته نفرین هر دو سَر، بازنده‌ایم
چه اوان کودکی و دوره برنائی و پیری به بعد
این چه بد آوری است بودن میان برزخ و دوزخ، چرا
با چه جرمی می‌توان ما را بیاویزد به دارِ حکم فرد
گیرم از بد آوران دوره خود لااقل بالاتریم
تا بدان‌جایی که شاهی دیده و هم دوره شیخ و ولد
باز گردم من به رویای بد هر شب که دائم با من است
گرچه تا بیدار گردم آن تمامِ ماجرا ناگه پَرَد
از بد حادثه ما و دوره ما تا به خود آمد شکست
رفت زیر بار دین و گریه و عزای آن جنگ و نَبَرد
تا بگردانی سرت رفته کلاهت بر سر بازار دین
پس دودستی بند تنبانت بچسب، که اجنبی آن را بَرَد
می‌تراود نم نم باران بشوید صورتت غم می‌رود
بَرکَن از پایه ستم، فریاد بر آور چو مرد
گفته می‌آید شب بیتوته یاری از ورای راه دور
من نمی‌دانم امیدش را به ما داده یکی والا خِرَد
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
09.03.2026