✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
هیچ آیا
هیچ آیا خفته ای در زیر چتر آسمان
نور ماه و دیدن ستاره باران همزمان
هیچ آیا رختخوابت سردی دلچسب داشت
فصل گرم تیرماهان از نسیم شب به بام شهرمان
هیچ آیا آب کوزه در میان کاسه یخ نیمه شب نوشیده ای
سردی بلور یخ آزرده بینی، جرعه جرعه آب خوردن همچنان
هیچ آیا خوانده مستی کوچه باغی رهروی در دل شب
لحظه ای اشعار آنها برده است از تو ز خود روح و روان
هیچ آیا ترس دیو سایه خرپشته در مهتاب را
بسته ای چشمت کشیدی سر به زیر بالشت از ترس جان
هیچ آیا بوده نیش و وز وزِ پشه به گوشت خارشی
گشته برجسته تورم روی دست و پا و سوزش های آن
هیچ آیا آنچه گویم بهر تو باشد نوای آشنا
یا که نسل تو نکرده تجربه، آن را بخواند داستان
هیچ آیا میتوان دنیای رفته چرخشی وارونه کرد
گرچه خندند گفته مارا جوانان بر نگردد آن زمان
هیچ آیا می شود شب های بیتوته چنان
ما ز آن دوران بگوئیم خنده دارند دیگران
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۳/۹