✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
نیشه
پیش از این هر چه توانم کرده تا رهیده ام
بعد آن آنچه که کردم بوده در اندیشه ام
گر ز بنیاد صفا لختی به پا داری بقا
پس چرا نا انتها دیگر نکاری ریشه ام
من مگر مجبور باشم با تو گردم متحد
ور نه سنگت می شکافد تار و پود و شیشه ام
آسمانت آبی است پرواز من تا انتهاست
تا کجا آزاد سازد آنکه بسته در میانِ بیشه ام
ای که امروزت به از دیروز باشد عاقبت
هیچ میدانی که من تنها شب همیشه ام
دیگران در بزم عشق عاشق کشی کرده رواج
من انتظارِ کشتنم به دستِ تو، به گفتنِ نمیشه ام
گر زمانی ادعا کردم، جوان بودم به دل
حالا نگر فرهادِ پیرِ ناتوان و تیشه ام
هر کسی روزانه بهرِ کاسبی از خانه می آید برون
من به کار عاشقی مشغولِ کار و پیشه ام
ای که عمری در شب بیتوته ها سر کرده ای
دوره ات دیگر سر آمد بی جهت ننواز سازِ نیشه ام
یادداشت شاعر
نیشه نی کوچکی است کار دست شبانان.
شبانی بیابانی آمد ز راه
نیی دید بر رسته از قعر چاه
برسم شبانان از او نیشه ساخت
بزد زخم و آنگه نواها نواخت
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۱/۱۲