✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
نمیشه ئی که شد
شنیدم رفت آنکس که مرا جانانه میخواست
چه خوش بودم که می ماند کنار ما همیشه
همی دنبال وقتم تا روم سویش ببینم
رخ زیبای او را و زنم بوسه به دستانش نمیشه
چه افسوس و چه ها زین کم زمانی و فراقی
که تا سر را بر بگردانی خورد تیشه به ریشه
شنیدم ناگهان ترک دیار و یار و دنیایش نموده
تو گوئی سالیانِ سال بوده در شکستن مثل شیشه
نمی باشد به باور آن چنان سروی به قامت
که در آرامشش پنهانِ دوصد خاطر پریشه
شنیدم گفته بودش سالیان عمر خود را بر شمارید
که صد سالش نیاورده کفافِ ماندنش در فکر خویشه
چنان پر شور و خندان از کنارم رفت آرام
که در باور نگنجد بی صدا گمگشته در فردای پیشه
بجا مانَد درون قلب هر عاشق چنین شوری فراوان
اگر باور نمیداری بتو گویم که آن عشق است که بیشه
به صد افسوس و درد بیتوته شب را بگذرانیم
که تا بوده همین بوده نمیشه ئی که میشه
یادداشت شاعر
بیاد محمدرضا ( فریدون ) سرپولکی،پسرعمویی که با هم بزرگ شده ،انس گرفته و لذت‌ها را تجربه کردیم و اکنون در آرامش ابدی غنوده است روحش شاد و یادش برای همیشه جاودان.
فریدون آنچنان به آینده امیدوار بود که در جمع خانواده همیشه به شوخی بین خواهر و برادرانش طول عمر خود را بیش از صدسال تخمین می زد( ثریا سرپولکی)
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
11.07.2026