✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
نقصان من
مادرم آمد به خوابم بوسه زد بر صورتم
شرمگین به احترامش ایستادم روی پا
بعد سال‌ها رفتنش دوباره رویایش کشید
نیمه‌شب کنار دیواری به دیدارش رها
یادم آمد در پناهش نرم بود و خواب ناز
قصه‌هایش آخر آرامشم بود و شفا
گرچه دائم این نبود و گه گهی پرخاش و قهر
لیک آن بالا و پایین رنگ دیگر بودش و گاها صفا
در نهایت با محبت می‌نواخت با ترکه بر روی و سرم
لیک من هرگز ندانستم که دلتنگش شوم روز پسا
گرچه شکوه کرده و در آرزوی ترکِ از جور و ستم
این زمان در آرزویم آن دوباره باز هم از ابتدا
من نمی‌دانستم آن سختی و پایبندی به راه تربیت
بهر زیستن بوده و فکرش بُده آینده‌ها را در فرا
می‌نشینم در کناری می‌کنم کلاه قاضی تا به خود
بقبولانم که هرچه رفته باید می‌شده از بهر بهتر نزد ما
در شب بیتوته‌ها تنها مقام مادر است نقصان من
گرچه یادش مانده در من از نگاه اولش تا انتها
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
11.08.2026