نشانی
نمی دانم که پشت این سفر چیست
گهی گویند خلاء باشد ندانیست
بسی آنان که فکر جیب خویش اند
بهشتی می فروشند که تبانیست
همی آرند دلیل و مدرک از غیب
که خود ناباورند مُحمَل پرانیست
تویِ ساده، پذیری آنچه گویند
دلیل باورت از نوجوانیست
کسانی از صداقت های نادان
همی بهره برند وقتی نهانیست
نگه آرام از پشت حقایق سر بر آرد
که روشنگر بود بیننده افکارش جهانیست
عجب تنهایی دور و درازی آیدت پیش
که سوت و کور ماندن تا ابد آخر زمانیست
سخن آنجا که جاری از زبان است
اثر دارد زمانی که حقیقت را بیانیست
به هر بیتوته شب پا میگذاری نکته بنگر
نبودِ بازگشتِ رفته ای، ما را نشانیست
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۷/۵