✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
ناز شصت
گفت دزدی به مقامی که حرام‌زاده پست
نام سرقت به من و مال و منالش به تو دست
دزدِ شب رو همهِ زحمت و دلِ خون شدنش
تو به مکنت و مقامی او در آن فقر که هست
گر بجای او تو بودی، مطمئن باش دگرگون می‌شد
لیک او قاضی عادل بهر بخشایشِ تو فقر ببست
مانده‌ام من، عقده‌های او ندارد انتها با این همه مال و منال
تا کجا خواهی رَوی بهر چه می‌خواهی ز دنیا ناز شصت
آنچه با نام خدا در پشت دیوارت نهانی می‌کنی
کفر باشد هیچ ظالم از درون شادی ندارد تا که رست
ما که می‌دانیم نداری لذتی، حرصت به جمع دنیویست
کِی بود وقتت برآید مانده‌ات تقسیم از وقت اَلست
ما شنیدیم دزدِ بر دزد زده، شاه دزد نامیده شود
لیک هرگز آن ندیدیم از فقیران در رباید چیره‌ دست
یک دو روزی نزد استادی به شاگردی روم بهر علوم
تا بیابم از چه راهی بر نگون‌ بختی این خلق نشست
گر شب بیتوته را آتش زند ناگه یکی دیوانه‌ای
آتشش سوزد همه هرچه در آن خشک و تر است
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
27.10.2024