کریم سرپولکی
سروده‌ها
من
من کیم یا من چیم یا من که من را در کجا من میشوم
این منم یا این مَنانِ من مَرا من من کُنان من می برم
گر منی یا نیم منی هرچه منی با خودمَنی من گشته ای
من نمیگویم دگر من، میروم آنجا که دیگر من نباشد می سرم
گر تو در بحرش روی آنجا که من ها  را به جمعش آوری
ما به دنیا میشود  من را به پشت یک دگر  یک اتحادِ بی سرم
هیچ نیرو را نباشد قادرِ بشکستن هر اتحاد
تا که من ها پشته سازد گویدت یک پیکرم
گر چه میخواهند جدا سازند شما را  ما و من ها را ز هم
خود نشد آگه که آهن نرم گردد داخل کوره که من آن میدمم
نرم گشته آهنین پولاد در هم گشته زیر پتک سخت
حاصل مجموع کارَت رفته درهم آهن و سیم و زرم
تو بیا کاری بکن دست از منیت خود بدار
گرچه تنهایم ولی تن ها به هم کیش و رَهَم
در بر بیتوته ها گرچه به خلسه می شوم من منزوی
لیک باید خود شوم مجموع در عشقی که دارم بر سرم
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۱/۹/۲۱