✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
مزین
می‌رَوَدَم ز چشم جان، فقط نگاه می‌کنم
چه کرده‌ای که ناگهان جهان تباه می‌کنم
به سرعتی که می‌رود توانِ مانعش نبود
چه گویم از گذشت عمر که افتتاح می‌کنم
بخاطر آیدم تو را چنان که آمدی به من
کنون که رفته‌ای دگر نظر به راه می‌کنم
تمام شب به دیده‌ام قول نگاه داده‌ام
مرا چه شد که ناگهان بدان گناه می‌کنم
خنده برآورد رقیب به گیج و سردرگمی‌ام
ولی نداند او که من تو را گواه می‌کنم
آخر قصه خوشتر است اگر تو آن رقم زنی
به نیمه شب کنار برکه دلم، قسم به ماه می‌کنم
در آسمان عشق تو خورشید سوزانده مرا
برای دیدنت به شب نظر به چاه می‌کنم
نوای بلبلان مست گرچه به باغ دل فغان
خزان زندگی روان به اشک و آه می‌کنم
شبی که بیتوته آن مزین ورود توست
میان بیقوله خود احساس شاه می‌کنم
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
23.12.2024