✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
مذبوح
مستانه دویدیم و به میخانه رسیده چه خریدیم
از معرکه بیرون شده گویا به سلامت نرسیدیم
گفتند نشاید که همی میرد و خواهد که تمنای لبانت
بوسه اگر از عمقِ درون باشد و میریم نشینیدیم
در بحر، شنا و لب ساحل به خرامیدن و خفتن
هاشا که نشاید گذر از اصل تمنا که چه دیدیم
در کار جهان فاجعه باشد که همه مال و منالت
ارزان بفروشی و خریدار نکند سود، که آسان نخریدیم
حیران ز چه باشی که نگار با همه نیرنگ شود خام
آنجا که صداقت شده زندان و به نازی نکشیدیم
گیریم رسیدی به خرابات چه باشد ز تو پرسند مرامت
در صومعه گویا ز سر شوق گریبان ندریدیم
پرواز چو پروانه کند بر چپ و بر راست عیان است
ما در ره پرواز فقط در جهت یار پریدیم
قربان اگرم در ره پیمان شده باشد گنهی نیست
مذبوح که باشد گنه است، گر بجُز از راه ره عشق شهیدیم
آنجا که دویدیم به کویش که سراسیمه به دیدار شتابیم
با صاعقه‌ای رعد جهانیده و گفتا که ما نورِ نویدیم
صبر است مرا حاصل بیتوته ز شب‌های هزاران
تا در تپش نبض پریشانی قلبی که بجز آن نتپیدیم
یادداشت شاعر
مذبوح = ذبح شده،گلوبریده
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
19.06.2026