✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
ماندگار
رفتم و دیگر نبینم پشت خود، من بی قرار
گر چه یادم از گذشته می کشد افسار، وصلِ روزگار
هر چه من بر سرعتم افزون شود در راه پیش
ریشه ام محکم تر آن را پافشاری ماندگار
گفته بودی یادِ من را تا ابد چون هاله ای
در میان فکر خود محفوظ داری یادگار
من نمی خواهم تمامِ عمر باشم مانده ای
در میان برکه ای یا جویباری یا کنارِ آبشار
زندگی آنجا به معنی می رسد تا آدمی
حاصل سعیش ببیند در زمانِ پیشه و افعال و کار
آنکه آمد خورد و خوابید و برون گشت و برفت
کو کجا آثارِ بودن بهرِ خود یا بهرِ آن دیگر فکار
ای که اکنون سرخوشی راضی ز بودن می کنی
در میانِ مرغزارِ زندگی افسارِ دنیا را مهار
یک نظر بر رفته هایت کن ببین آیا نبوده خدشه ای
در مسیرت ای رفیق ای سرخوشِ دیوانه وار
من شبِ بیتوته هایم را به صد راز و نیاز
نذر آن یاری کنم با کوله بارِ بی ریایِ آشکار
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۱/۲۷