✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
لقمه چین
ای که تنها مانده ای از خود برون آی و ببین
اندرون بودن نباشد راه حل دیگر مکن فکری چنین
رسم و راه زندگی را آن نباشد که تو آن اندیشه ای
گر تآمل می کنی می گویمت ای نازنین دمی نشین
پاره ای مقهور یک قدرت از آن بالا شدند
بخش دیگر دشمنی ها ضد دین دارد به کین
گر خدائی خالقت باشد بخواهد حق تو نیکی کند
ماند اندر کار تو خوبی کند یا که بیاندازد زمین
الغرض آنچه مقدر بوده شاید حرف نادانان بُود
ور نه هر جوینده ای یابد همان را که شده بهرش کمین
اهل دنیا بر دودسته گشته تقسیم آنکه می‌خواهد بداند
دیگری آنکس که می‌داند نخواهد حرکتی جز لقمه چین
ای پیام آور به عدل برخیز و ما را برنگر
این همان راهست که گفتی یا که بیراهه برین
آخرین برگی که بر شاخه نشسته رو بسوی آسمان
تا که ریشه محکمش باشد امید رستنش باشد یقین
ما که دائم در شب بیتوته نالانیم و زاری می کنیم
تو بیا با یاری ات این ریشه را با برگ محکم کن همین
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۳/۸