قافیه خوانا
امیدواری به آینده چنان قدرت دهد جانا
که بودن در ره بهتر همی یادت شود مانا
نگویندت کدام راهت رساند بر سر مقصد
نباشد فرق مابین مسیح موسی مسلمانا
همه آنان که رهبانند ندانسته پشیمانند
که شعری را که گفته جور ناید قافیه خوانا
تمام مدعیان که یقه پاره کنند خود نیک مي دانند
ولی با زور می کوبند به پتک ناخِرَد بر مردم دانا
نمی خواهند شکست خود به باور آورند اما
به زور ادعا سعی بر ثبات خود نگهبانا
اگر از من بپرسی گویمت بگذار دینش را
چه کس آگه کند ما را کجا عالِم به ناخوانا
تباهی باشد اندر اعتقادات بدون شک
که سطحی بنگرند افراد عامی هر که نادانا
نمی دانم چرا هرچه بدان باور همی دارند مخلوقات
نشیند بر فراز قله قاف و مکانِ رافِعَت جانا
خدایا در شب بیتوته ام امشب اگر باشد
چرا شادی نباشد عاقبت حاکم به بزم ما کماکانا
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۶/۲۷