✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
غرور مردانه
آسمان غرید ابر بارید و من ترسیده از کاشانه‌ام
دست برده تا نگه‌ دارم تو را اندر‌ میان خانه‌ام
اینکه بودن در کنارت امن من باشد ولی کتمان کنم
بس غرورم را چنان مخفی بدارم تا نبینی قانعم
دست آرم تا بگیرم در برت تا ترسَت از طوفان برم
خود نمی‌دانی که من لرزان‌تر از تو پی‌ پناه شانه‌ام
کسری حال خرابم را بپوشانم که آگاهی نیابی نیتم
من کنار تو چنان باده ز بشکسته یکی پیمانه‌ام
زیر پایت می‌رود هر قطره از وجود لغزان تنم
انتظارم از تو آن باشد بنوشیَم مرا جانانه‌ام
ای بسا شاید اگر من جای تو بودم جهان وارونه بود
یا دگر ترسی ز طوفان بَر نمی‌شد تا پَرَد پروانه‌ام
این چه نظمی برقرار است در طبیعت اینکه هر ترسیده‌ای
آنچنان وارونه دارد تا بگوید این منم دیوانه‌ام
کرده مغبون و طلبکار است ز دوران تا نداند هرکسی
آنچه می‌خواهد بپوشاند به ترفندی خطا رندانه‌ام
من چه گویم گر شب بیتوته‌ام طوفانی و بارانی است
دست من نیست غرورم می‌شود پنهان پسِ آرامش مردانه‌ام
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
20.08.2024