✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
عارفانه
جای شکر دارد نشستن بر بلم اندر میانه
دیدن طلوع صبحی با خروج مجمع سرخ کرانه
در میان آبیِ فیروزهِ بحرِ خزر این سرفرازِ تک نشسته
روی شن های دمادم شستشو با موج سویِ من روانه
نیمه شب بیخوابی و تنها کنار ساحلش آرام بودن
نغمه دل را شنیدن از میانِ موج آرامِ شبانه
همهمه ها و هیاهو نغمه هایِ ناشنیده
زخمه های تار جانسوز و نوای جاودانه
ازدحامِ پر هیاهو بین طوفان، تورِ ماهیگیر و پارو
نغمه دل آمده آرام آرام موجِ دریا را بهانه
ای دریغ از آن صفائی که دگر پیدا نگردد
شور و حالِ آن زمانها دوره خوبِ جوانه
می خرامد نرم نرمک گرد پیری بر سر من
نوجوانی رفته دیگر دوره فصل خزانه
من ازین فلسفه عمر برده ام تنها نتیجه
زندگی هرگز نشاید آنچه که گفتی همانه
گر به بیتوته شبانم سعی دارم عارفانه
بار خود آهسته بر چینم زِ راه عاشقانه
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۱/۱۲/۴