✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
شمس
همایونی برامد شمس را روشن نمود و خود برفت
آسمان با ابر هایش در غم دردانهِ دوران نشست
حاصل عمر کسان گر بر ترازوی زمانش می کشند
آن کَپِه پائین رود کو بار آن
سنگین تر است
آمدند بسیار و خواهند رفت بسیار این سپس
دانه فلفل سیاه و خال معشوقم همی زیبا تر است
مدعی هیچ نفهمید که چرا یار
به تعجیل برفت
او ندانست که این رهرو بدنبال سرای بهتر است
ما ندانستیم و هرگز هم نخواهیمش شنید
او که را دید و کجا در پای معبودش نشست
آنقدر دانیم که او معشوق خود در بر گرفت
آن زمان کز جسم خاکی جانِ شیرینش گسست
تو بیا عهدی ببند دیگر میندیش بیش از این
شمس خود با یاد حق در عالم بالا نشست
یادداشت شاعر
صبحگاه خاکسپاری حمید شمس ( همایون )
Montag 22.08.2022
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۱/۵/۳۱