شعر و قرابت
تک روی در کوچههای بیخیالی گذشته
بهره بردن از تمام خاطرات و از بقایای نبوغ
کیف کردن از تمام لحظههای زندگانی
پای بستن در نشستن در ره یار وثوق
رفتن و گم شدن از دید عزیز خسته جان
پشت دیواری نهانی دیدنش آهسته از درز سبوغ
نیمه شب چون مرغ سرکنده میان گم شدن ها
خواندن شعر و قرابت با حکایات و روایات فروغ
بر سر هر ماجرایی گیر و دار در عمق افکار درون
در تمام عمر احساس ندامت از پلیدیهای افکار دروغ
از تمام داشتن در چنته و تا آخر خط راندنش
بیگدار بر آب و آتش بر زدن بیفکر احیای حقوق
هر چه در دوران عمر بشنیدن و صحه گذاشتن بر اصول
آخر حکایت و قصه به رسوایی رسیدن ماجراهای صدوق
در میان جان تمام عمر دمیدن با صفای نیت پاکیزگی
آخر عمرت بیابی سَمّ زهر و ناسپاسی در عروق
بهتر است تا در شب بیتوته ما رنگ نومیدی زند
یا ببندد سد کند ندای آزادی به هر نحو و طروق
یادداشت شاعر
حکایات و روایات فروغ = اشاره به فروغ فرخزادسبوغ = دراز شدن بسوی زمین
مترادف صدوق= دوست،راستگو
طروق = راهرو ، سالک
هر طروقی این فروقی کی شناخت
چون دقوقی کاو در این دولت بتاخت
مولوی
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
05.12.2024