کریم سرپولکی
سروده‌ها
شرط بلاغ
عمری سکوت کردیم گلویمان گرفته
کنون که می نویسیم گناهمان نوشته
چرا نمی گشائیم لبانمان به خنده
چرا نگردد این جا سَرای دل نوشته
اگر که مشکلی هست به ریشه اش بیاندیش
به سوی خود نظر کن ببین چه ها برفته
نویسمت به شرطی بلاغ باشد آنرا
تو آن بگیر به پندی جای ملالِ رفته
هزاره ها گذشته مقاله ها نوشته
ترا قسم به جانان به دل های  شکسته
اگر نمی توانی غمی زدل بگیری
نمک مکن به زخمم لبت ببند به خنده
بیا دمی بیاندیش ببین کجا خطا رفت
که مدعی نگوید گذشته ها گذشته
اگر مرا بپرسی جواب آن چه کردی
هر آنچه دوست گوید شنو بجانِ خسته
فقط یکی جوابت بگیر ز پیر دوران
نه عاقبت دروغ است نه آنچه بر تو رفته
اگر مرا ببینی پس از معاد و پرسی
میان آتش و دود به زیر گُرزِ تفته
در آن دمی که سوزم از آن نَفسِ اَمّاره
ز جورِ دل نگویم لبم به شکوه بسته
مقام دوست بوده ز بنیاد و نهادم
خدای خالقِ عشق مرا بدان سِرِشته
بیتوته من امشب ستاره ها ببارد
کنار یاد یاری که خاطرش نرفته
*
کریم جان با درود
بسیار زیبا سرودی
سکر هزار ساله
در این شعر منظور چیست؟
اون شخص یا پدیده ثالث که در شعر آمده است
منظور چه و یا که هست؟
زمزم صحرای بیابان کجاست؟
بیتوته که در اغلب اشعار شما آمده چه حال و هوایی است؟
لطفا چنانچه مقدور است
تمامی ابیات بالا را به نثر
توضیح دهید.
با نهایت تشکر
سعید گرامی
منظور از سکر هزار ساله تشبیه کهنگی شراب است که هر چه بر عمرش بگذرد صافتر و گیرا تر میشود.
پدیده ثالث به قول شما نیروی باز دارنده یا ایده های آن همان تفرقه گریست که مانع رسیدن دلها به یکدیگر و در واقع اتفاق و اتحاد است.
در مجاورت کعبه چشمه آب زمزم قرار دارد که مسلمانان آنرا تبرک میدانند و داستان آن باز میگردد به ساره همسر گویا ابراهیم نبی که در آن بیابان قبل از اسلام سرگردان  در حالی که طفل خردسالش از تشنگی آخرین لحظات زندگی را میگذرانده فرزند را روی زمین گذاشته به این سو و آنسو میدود که ناگهان چشمه آبی از زیر پای طفل جاری شده که همان آب زمزم است و هم اکنون نیز در کنار خانه کعبه وجود دارد البته بصورت شیر های تآبیه شده در ساختمان زیر زمینی برای برداشت اب ،شستشوی و وضوی زائرین خانه خدا در دسترس است.
و اما بیتوته شب گذرانی های عرفانی و معنوی میباشد که انسان در خلوت خود با نزدیکی و غرابت به معبود خویش به خلسه میرود و هرکس به نوعی خویش را به نیروی لایتناهی که یا طبیعت است  یا خدا و یا عوالم ناشناخته سماوی مرتبط میسازد که بعضی فقط به دلیل ترس از عقوبت بدنبال بخشش گناهانشان میباشند در بیتوته ها دست به دعا و نیایش، استغاثه و طلب  آمرزش و راه یابی به بهشت  و برخی بدنبال دریافت انرژی از آن نیروی لایزال و دریافت اگاهاهی های معنوی میباشند.
مرا ببخشید اگر رویایی فکر میکنم و فلسفه بافی می نمایم گرچه بدلیل عدم مطالعات علمی مقالات و کتابهای فلاسفه و اصلآ غلَط خواندن کتابهای زیاد و بدون آگاهی های علمی ابراز وجود می نمایم اما از این میان حد اقل به یک چیز ایمان دارم ،آنچه در نوشته های من می یابید همانا جوشش درون خالص خودم میباشد که نوشته هیچ نویسنده و دانشمندی در آن دخیل نیست و نیات دیگران را باز نشر نمی دهم و به همین دلیل هم اگر اشتباه است گناهش را شخصآ به گردن میگیرم و لازم نیست دیگری را محاکمه کنید این گردن حقیر و این تبر .
و در خاتمه در مورد توضیح شعر به نثر که باید به عرض برسانم شاعر در حالت بیرون از خود می نویسد و در حال عادی توضیح حالتها و احساس درون بسیار مشکل است و باید دوباره بخود مراجعه کند تا آنها را بیرون از قالب  شعر بیان کند.
اگر شبی بیائی به بزم ما نشینی
ترا چنان بسازم که حال ما ببینی
جواب هر سوالی نمیشود براحت
اگر بدوره خود بیتوته ای نچینی
با تقدیم احترام به سعید میرقاسمی عزیز
کریم سرپولکی
Frankfurt  06.11.2022
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی