✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
شاپرک
عاشق پروانه ای هستم که هر روز و شبش
همچو پروازی خرامان رو به آخر میرود
گر چه بالش کوچک است اما برای جثه اش
کَندَر آن عشق نهفته تا دم آخر سراسر میرود
عمر کوته بین که با زیبائی اش تنها شب و روزی که هست
همچو نوشیدن به سوی جرعه آن جام با سر میرود
دوش آمد از سر کوی نگاری این خبر
آنچنان آهسته آید که تو گوئی محنتش سر میرود
نرم نرم آوازِ پروازش چنانِ پرنیان موجی شود
تا ثریا این تلاطم قرنها امواج بالش محو و پرپر میرود
اینهمه لیل و نهار و حادثاتِ جویِ دنیا، سماوات و جهان
حاصلش بادِ همان پروازِ پروانه و یا آن شاپرک گر میرود
در گذارانِ جهانِ هستی و برپائی کون و مکان
حرکت هر ذره ای نقشی بسا والا مکرر میرود
در زمین هر ذره ای گرچه ضعیف و ناتوان آید به چشم
نقش ایفایش بسی در بی نهایت گر مُکثر میرود
من چه میگویم چرا در صنع خالق گشته ام کنجکاو تا
در شب بیتوته باشم آنکه دوزخ را اجابت کرده بر در میرود
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۱/۱۱/۲