✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
شاه
لحظه های عمر را گرچه گذشته من بر آن آگاه بودم
آنچه پیش آید کنونم نیز را، آماده درگاه بودم
روزگاری سعی کردم سرعتم هر چه فزون تر پیش تر
تا بدانم آنچه در آینده ام، بنشستِهِ هرگاه بودم
این زمان اما ز هر قطره که نوشم لذتش دارم به جان
نیک می‌دانم هرچه بگذشت نایدم دیگر، هر آن در راه بودم
با تمام قدرت آن لایزال قادر مطلق که می‌دارد به حکم
با ملایم نرمشم هرچه توانم بهر آرامش همی همراه بودم
این چه قانونی بود ما را سرشتی، از بهشتت دور ساختی
دست آخر در جهنم افکنی زیرا خلاف جنتت گمراه بودم
آیه های آمده اوراد ادیان سوره و شعر و حدیث
این همه تنها، شنیدن در شنیدن سینه سینه نقل را بر راه بودم
تو نمیدانی چرا آیی چرا باید روی حتی که باشد مدعی
من تو را گویم که خود زحمت مده من مولدی ناگاه بودم
دست بردار لذتش بر، تا نگیرندت چه جمع آورده ای
من همی افتاده این ره شدم من که همی کم خواه بودم
آمد آخر آن شب بیتوته تا ما را حساب گیرند به حکم
من که بیدارم مجازاتم کنید گویید که من هم شاه بودم
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۸/۸