شاه شاهان
آمدم یاد، دور ایام و زمانِ پیشگامان، تاجداران
در کنار بزم جاه و جبروتِ سهمگینِ شاه شاهان
سایههای تیغ بُرّان سواران رخش و رستم، نوشدارو
اعتلای مام میهن زیرِ دستِ جاننثارِ پیشدادان
در پناه یاد ایزد، پاک بانی مهرورزی با درایت
باز چشمی سربلندی افتخارِ آفریدن در کنار سرفرازان
های و هوی لشکر مردانهِ پرورده در دامان ایران
در دل کوه بلندای زمانه، در دماوند و سهند و چشمهساران
آمده دخت پریوش مادر دردانههای لشکر دل
صبحگاهان در کنار بِرکِههای سبز زیبا بدرقه فرزندِ جانان
میسپارد زادهاش را ارث موروثی هدایا
تا پگاه رزمگاهش پشت او باشد پناه روزگاران
گویدش دردانه فرزند، از تو خواهم در میانه
برنگیری چشم خود را از دو چشم دشمنِ آلوده دامان
من نشسته در کناری نگران میهنم دست دعا بر آسمانها
تو به جنگ اندر نمایش گُرز قدرت بر سواران
در پناه نام دادار، در کنار رخش رستم با ندای پیشتازی
برکَن از ریشه نهادِ خشم و کین از دشمنان و کجمداران
حاصل کوشش،تلاشِ پاکِ بازویِ قویِ تو برآرد سرزمینم
بر سریرِ تارُک تاج جهانی تا اَبَد بر نامداران
داستانِ روزگارِ سینه در سینه رسیده تا بدین جا
میسراید نغمه عشق، یادآور میکند بر جاننثاران
در میان شب که بیتوته به آرامش برآری در پناهی
میشود آیا بپردازی به ثبت کشتههای دلنگاران
یادداشت شاعر
جبروت = جلال و شکوه،کبریا و هیبتاعتلا = پیشرفت،ترقی،توسعه،ترفیع،تعالی
پیشدادیان = نخستین سلسله تاریخ ایران،فرمانروایان چون کیومرث وجمشید که تمدن و شکوه را بنیان نهادند.
برکه = آبگیر،استخر طبیعی،تالاب های کوچک
سریر = اریکه،اورنگ،تخت مسند
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
11.01.2026