سیزده بدر
به سبزه گره میزنی آرزو میکنی
گره از گرفتاریت برگشاید زمان
مگو آنکه فکرت بدو رفته است
نمی یابیش بیش ازین در جهان
خدا گر فرستاده انسان به سیاره ای
برای همه یاور و یار کافی روان
تو که خود نباشی به فکر کسی
چه گونه کنند فکر تو دیگران
ازین روزگاران اگر بگذری
نباشد دگر شانس دیگر زمان
بیا دست از تکنوازی بدار
که تنها نشاید بیابی امان
اگر مانده ای در ره پیچ و خم
مده بند افسار خود بر ددان
بزن سبزه ات را گره تا شود باز کارت به خیر
که یابی در آینده یاری و کاری چنان
اگر بعد عمری رهت شد به بیراهه ها
به بیتوته مانشین ذکر یاهو بخوان
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۱/۱۳