✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
سکر غزل
غزل شده شراب من که سکر آن چه‌ها کند
دمی بمان بده امان که فتنه‌ها به‌ پا کند
گذشته سالیان بس نشسته در دل سکوت
درون بجوشدش نهان که ناگهان رها کند
مرا نبوده‌ام گناه ز مستی ترانه‌ها
کسی که نوشدم به جام ببین که تا کجا کند
همه نشسته منتظر به مستی شبانه‌ای
که خانه دل مرا بکوبد و بنا کند
بجوشدش برای خود به وقت مانده در سکوت
گذشته‌های دور را دوباره برملا کند
به سرخیش نظر مکن که رنگ خون بود بر آن
به نرمیش نگر که دَر، وجود تو صفا کند
خورد دوجام به یکدگر طنین آن رود به عرش
واکنشی ز کبریا، نوشَت به جان عطا کند
اگر مرا میان آن ندیده‌ای گناه نیست
چرا که این غریق شعر به دست خود فنا کند
نظر به آمد و شُدَت به هر شبِ بیتوته‌ای
بیا ببین که هر غزل برای تو دعا کند
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۳/۴/۲۸