✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
سر به زنگاه
در انتهای باران بوی نم و گِل و کاه
میان کوچه‌ای در، کنارِ جوی به ناگاه
دو چشم روشنش را برای اولین بار
گشوده بر دوچشمی که گُم میان بی‌راه
نه دست او گرفته نه صحبتی میانه
فقط به لرزش دل که می‌تپد چه بی‌گاه
رَود روان شتابان نگه به پشت هراسان
که گُم کند نگاهش ز چشم غیر به هرگاه
چنان بلرزد از تُو که تاکنون نبوده
چنین دگر هراسان،چه آتشی به خرگاه
غریب حالتش را که شور دل توان گفت
نمی‌شود بیانش چو ترسِ در پناگاه
همیشه اولی هست که تجربه نبوده
بدین دلیل نشیند به دل چنین نظرگاه
دهان، گلو بخشکد نفس شود شماره
شنیده می‌شود دل،تپان میان درگاه
دوباره بیتوته شب رِسَد سرِ به زنگاه
دوباره دل بلرزد به یاد آن سحرگاه.
یادداشت شاعر
خرگاه = به معنی چادر بزگ یا خیمه است
قدمگاه = مکانی است که جای پای پیامبران،امامان یا اولیا بر روی سنگ یا زمین به یادگار مانده و مورد احترام و تکریم و زیارت قرار می‌گیرد.
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۴/۱۰/۶