رویای اغیار
این گوشه دنج الهام گَهِ سرود اشعار من است
آرامش روح و خلوتِ حاصِلِ افکارِ من است
هر صبح که شب شد تو ندانی که چه سخت
جامِعِ جمع شده، نتیجه کار من است
من شکر بدارم این که در دوره عمر
رفعِ سختیِ تمام مشکلات یار من است
سخت نگیر دنیا، که پاداشِ نکرده کار بد
گرچه رفته کاروان نمانده آن بار من است
این مرا بس که درین خلوت دمی آرامش است
ورنه یارانِ بسی افسوسِ نجوای به خود زارِ من است
میرسد حتما چنان تند و سریع کوته زمان انتها
جای ما خالی بیابد هرکه در فکر پدیدار من است
گر تو هم گاهی نظر بر گوشه ام کردی بدان
یاد من در این فضا موجی ز بیدار من است
گر شنیدی نغمه ای از گوش جان یا، بوی عشق آمد از آن
مطمئن باش حاضرم آنجا نمی بینی که فَرّار من است
من چه شب ها را که بیتوته در این کنج به پا کردم ولی
آنچه حاصل شد مرا رویای اغیار من است
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۷/۱۲