روز پدر
امروز روز پدر است و ما اسیر غم تنهایی خود
تا نباشی تو پدر، هرگز نباشی شِکننده روحِ تُرد
ما همیشه بودهایم و بعد این نیز بمانیم به عهد
لیک تهمت را به بد عهدی، به گورمان توانند سپرد
میتوان گفت که ما در بازی دوران دوسر باخت شدیم
هم به پیشان داه خدمت هم به فرزندان خود تا گَهِ مُرد
لذت شهد شباب گرچه گذشته دور و رفت
لیک طعمش زیر دندانت همیشه مانده میباید شمرد
ما که سوختیم و نگفته سخنی از هرچه نارضایتی
هم به اولیاء نموده خدمت و هم جور فرزندان خود
تا که بوده این چنین بوده و بعد از آن همین
نشود حاصلِ ماندگارِ تقریر به تدبیر ستُرد
آنکه عهد بسته که تا آخَرِ کار نیک رود
آنقدر سعی نماید تا به پاکیزگی آرام به دُرد
شود آیا که شود باز در و رو بِگُشاید سحری
پدری کو همه سختی بکشیده ز من خسته به گُرد
من به این بیتوته شب، میدهمت هدیه چنین روزِ پدر
کان فداکار شبانه روز دوید و کار کرد و خود نخورد
یادداشت شاعر
تدبیر = چاره اندیشی،درایت،رایزنیتقریر = بیان کردن،اظهار نمودن،شرح دادن
ستُرد = پاک کردن،از بین بردن
دُرد = در لغت تیرگی شراب و روغن که ته ماندگی است
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
21.06.2026