✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
راهیان محشر
عشق است آنچه گوئی داد از هر ترانه
این آرزوی جان است مردن به تو بهانه
گر آخِرَت نباشد، آن را که باده نوشد
آتش نمی رساند تیری بدو کمانه
ای اهل خوب دنیا ای راهیان محشر
آیا هنوز مُصّرید به انتظار نشانه
گر آمدی بباید، آمده است زمانی
آن را که رفته دیگر نیایدش زمانه
من آنچه می نویسم نگویمت دگر بار
تو آن به پند انگار که می شود فسانه
عاشق نمی تواند نفرین کند عزیزی
اما تو میتوانی خاکم کنی شبانه
هر آنچه می سراید بلبل به شاخ نو رس
ز نغمه های نابش آید ز بُن جوانه
بهانه ای دگر شد شبی به بیتوته ای
ترا کنم عبادت ذخیره ات روانه
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۱/۵