درود بر شما
شما شعر های خوبی می سرائید .
من فکر میکنم که شعر های شما باید کمی تصحیح شود تا بهتر به دل بنشیند و قافیه های آن گیرایی بهتری داشته باشد .
شعر های شما احتیاج ممبرمی به بازنگری دارد عزیزم .
همه رفتندو شدم تنهای تنها دست مدار
از رفاقت تا بماند نام نیکت یادگار
یک زمانی هر طرف رفتی رفیقی بیش و کم
لیک امروزم ببین تنها تو ماندی بی قرار
زندگی از اولش تا انتها راهیست پیش روی ما
بعد تابستان و پائیز و زمستان کی دگر باشد بهار .
آن زمانی که گذشته است بازگشتش را مجو
تا به کی شور شر آن میشود باز آشکار .
من بتو گویم که افسوس را ناید بکار
یاد آن دوران بود همواره در دوران قرار.
من اگر ماندم به جا یاد رفیقان در دلم
می کشد جان و دلم را این فراق لا محال.
تو بیا از بهر آرامش دمی با ما بمان
تا بداند مدعی تنها نماند یار و قار.
هر چه گوید مدعی بهتان محض است ای رفیق
روزی اما سفره دل را گشایم بهر یار .
از سر شب که بپا کردم من این بیتوته را
دل به شورش زد به نا گاه از فراز قله ها
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۱۱/۱۵