خودکامه
بَهرِ چه آمد بَشَر وقتی هدف بگذشتن است
این همه متاع خوب خریدن و نهفتن است
هر که بدبخت تر بود روزی اگر بالا رسید
عقده کمبود خود تنها ضعیفان کشتن است
کار خود پنهانی و تمرکزش بر یک هدف
اشک تمساحش همی تنها ره پیش رفتن است
با تمام قدرت و با آن همه مال و منال
روز آخر که رود سهمش فقط عریان تن است
عقده های کودکی در دوره قدرت ببین
سهم هر خودکامه ای در انتها بگذشتن است
آنچه جمع آرد نباشد سهم او حتی ندارد فرصتی
آن دم آخر فقط تنها به فکر خفتن است
آنچه می گویم همه در زندگیِ خود به چشمم دیده ام
می شود آیا هر آنچه دیده ای فقط برای گفتن است
مرگ خوب است و فقط برای همسایه بود
نوبت ما هم رسد تنها مسیر رفتن است
آید آخر در شب بیتوته ها سِرّی عیان
آنچه رسوا می کند گناه خود، نگفتن است
بیتوتههای شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۶/۲۲