✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
خنده بر ایام
مدتی است دیگر سرودن جوششش آرام گشته
آن تلاش منتهی تا پای جان ناکام گشته
زندگی آنجا که بعدش را ندانی بس عزیز است و گرامی
گر ببینی انتهای کار و دستت بسته بد فرجام گشته
آرزوی پیش رو تا روز آخر می برد هر زنده ای را
آنکه می داند کجا باید بماند پای او بر دام گشته
آنکه ناگه رفت و با خود یادها برجا گذاشت
زندگی را تا دم آخر به لذت نوشد و در جام گشته
ای خدا یا روزگار یا ای فلک هر چه که نامت گفته اند
گر مرا آماده سازی بهر رفتن خواهشاً بی گاه و بس آرام گشته
مرگ در بستر نمی‌خواهم بگویم،تا نگویی چاره نیست
آنچه باید خرج می دارم که بعدم نام من فرزام گشته
ای عزیزانی که رفتن سخت دانید و دو دستی می کشید
آمدن را ناتوان بودیم و رفتن ناگهان انجام گشته
آنکه می داند رود، آرامشش را حفظ می دارد به صبر
من نخواهم بودنی را که سروشِ رفتنش بر بام گشته
گرچه در بیتوته هایم با خدا شادی فراموشم نشد
از خودش دارم تمنا بردنم هم خنده بر ایام گشته
یادداشت شاعر
عاقبت اتفاق افتاد و آنچه نباید شد.
تقدیم به مقام دوست.
شاهرخ قدیمی المشیری امروز ۱۴۰۲/۶/۲۷ مطابق ۲۰۲۳/۹/۱۸ آرام گرفت و چشمانش را بست.
روحت شاد یادت ماندگار.
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۲/۱/۲۴