✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
خاطر نشون
شادمانه در دل دوست درون خواهد شد
هرچه می‌خواهد بگوید نی برون خواهد شد
او به سعی و جِد نشسته خوش درون، بیرون چرا
می‌شود حل در میان اصل بطنش تا سکون خواهد شد
سعی دارد آنچنان مهری تراود از وجودش که رود
هوش از سر تا نداند که چه اعجازی فزون خواهد شد
هرچه نیت کرده و در آرزویش بوده در دوران عمر
آن شود،لب تر کند ناگه همون خواهد شد
خوش‌نشینی گرچه از تو، لیک تزئین سرا واجب‌تر است
آنچنان زی که بدانی حاصل تو باشگون خواهد شد
هر هِلالی نشود هِلال ماه شب تاریک دلم
شایدم نصیب من نشسته تیری به کمون خواهد شد
گرچه من واله فصل موسم گل یار بلبل بوده‌ام
لیک سِیرم در فضای عاشقی فصل خزون خواهد شد
گفته بودی که به تیغ نگهت زخمی به دل آری ورود
که هرآنچه جمع کردم ناگهان غرق به خون خواهد شد
من ولی شادم به تنها یک شب بیتوته تنهایی‌‌ام
که هرآنچه می‌کنم در ره دوست خاطرنشون خواهد شد
یادداشت شاعر
واله = بی آرام،دلباخته،شیدا
خاطر نشون = گوشزد، متذکر، یادآور
سکون = ایستایی،توقف،ثُبات،
آرامش
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۳/۹/۱۱