✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
حرف آخر ابتدا
آنچنان زی که خودت تصمیم گیری بر سکوت
پیش از آن تا دیگران آرند ترا بر کوره راه انتها
تا که هشیاری بنا کن شیوه ای در راه و رسم زندگی
که به وقت ناتوانی قدرتت اداره دارد روزگارت بر بقا
کس نداند یا نباشد مطمعن از آنچه در آینده است
لحظه ای دیگر که داند، در مقام است و به جا
پیش آید نتوان فائق بر آمد مشکلات در واپسین
پس برو بیرون قبل از گویداز خانه در آ
آنکه را بینی که افتان میرود در وقت خیزانش نگر
این تواتر تا ابد هرگز نمی باشد به آسانی، تو را
قدر زر را گر نداند، هر که باشد اَبلَه است
هر سرائی رونَقَش باشد، نگر بنیانِ صاحب خانه را
کودکی کردن نصیب آن توانمندی بود کو فربه است
ورنه هر گِردی که گردو نیست بر دارِ شما
من به رویا دیده ام امشب که می آید میان زورقی
نوجوانی که شده پیر به راهِ نا نبرده آرزو های مرا
می شود آیا پسِ آن بی نهایت رفتِهِ بیتوته شب
در میانش یک نفر یابی که گوید حرف آخر ابتدا
یادداشت شاعر
بنیان = پایه،پی،شالوده
دار = درخت
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
06.07.2026