✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
حاشیه پندار
این پرده اگر گشته بناگاه دریده
دیدار به حاشیه پندار رسیده
دیریست کسی یار نبیند به چه کارست
دوریست به ما از پی دلدار پیامی نرسیده
من مدعی خون سیاوش، شده بازیگر مغبون
آن قاضی دعوی مجازات چه دل ها ندریده
در میکده گشتی چه خرابی بسر آمد
در صومعه آیا اگر آیی شود اوراد شنیده
ما بسته به آنیم که جز محرم اسرار نداند
آن سر ضمیری که سر کوچه و بازار پریده
گهگاه اگر بر سر کوی تو مرا رهگذری دید
چشمی به نگاهی مژه بر هم زدنی مات چه خیره
ای بی خبران اینکه نوای من نالان نشنیدید
دانید چه ها رفته ز بیداد و ککی هم نگزیده
من آنچه که باید به صدا بر سر هشدار نهادم
تو گوش به انگشت بداری که رمه از پی چوپان رمیده
گر آخر کارت شده بیتوته شبی تا به سحرگاه
بیدار نشسته نه به نقش آمده رنگی ونه تصویر کشیده
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۱/۱۲/۲۳