✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
جانان من
من گذشتم تا نبینم محنتت ای جان من
اینکه ناراحت شوی از ناملایم های من
من شدم پیر و مزاحم بهر هر یار عزیزی
اعتقاداتم بیاندازد فواصل بین ما و یار من
می کشم خود را کناری دور تا شاید نیاید
خَدشه بر آرامش و رسمِ رفاقت های من
گر کنم رو آنطرف تا بر نتابد رنج آن یار عزیز
یا مکدر سازمش از فکرِ دورانِ عتیقِ کهنه سهل انگارِ من
تو به من خرده مگیر گاهی کلاه قاضی نما
هر چه باشد عمر ها بگذشته در راه عزیزان یار من
گرچه خود پنهان بدارم از نگاه یار و غار
گوشه چشمم همی دارد مسیر عشوهِ جانانِ من
حالیا اکنون که گفتی، بشکنم مهر سکوت
بر تو گویم انتظارم بیش باشد از فزون پنهانِ من
مِهرِ تو هرگز نمیرد بر دل همچو اسیر خسته ای
گرچه در دامت شدم اما نگیرد دست تو دندانِ من
من درین بیتوته ها درس گران آموخته ام
هرچه باشد سر سپارم چون بود ایمانِ من
یادداشت شاعر
تقدیم به آقا وحید سرپولکی
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۱/۱۰/۱۵