✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
تلنگر
زبان نیش‌دار من گسسته بند دل همی
ولی نپرس چرا که من نمی‌شوم رها همی
هر آنکه بر من آمده فقط نشسته بر سرم
تو از کجا رسیده‌ای که جای شادی‌ام غمی
هزاره‌ها گذر کند که در صدف نشسته دُر
نصیب ما اگر شود به لحظه‌ای رود دمی
بِبَند دو چشم خود به من گذر مرا ز هر گنه
نیاز من وفای توست به قلب من تو مرهمی
زمانه در روانی‌اش به سرعتش فزون شود
درین سریع بی‌حساب برون شود سَرِ خمی
چه ماجرا رود که ما به خواب خوش نهاده سر
تلنگری زنی به ما مرا نجات مُبرمی
زمانه‌ها گذشت و رفت کسی نپرسد از دلم
چه می‌شود به غمزه‌ای رهای ما بیش و کمی
کرامتی اگر بود شود برون ز حد و مرز
اگر همیشه انتظار فقط ز فرد اکرمی
یکی برآمدش به‌ شب میان بیتوته ما
گمان رود ز شان او نشانه‌های افخمی
یادداشت شاعر
افخمی = ارجمندی،بزرگواری.
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
08.10.2025