✦کریم سرپولکی
سروده‌ها
تقاص
دیدی ای دل نرسید بار به مقصد آنکه کج کرده رهش
کار دنیاست که آید به سر افتاده به کاشانه درش
آنکه زیر ضربت آرام نشست و هیچ نگفت
بینم آن روز درآیی با تقاضای ورود به برش
عاشق آنم که در وقت توانایی خود هیچ سرش بالا نبود
تا در افتادگی‌اش حرف کسی خرده نباشد بر سرش
هر کسی از آمدش سهمی برای ناتوان ذخیره کرد
مطمئن باش که دخلش می‌شود تا بی‌کران همسفرش
آنکه حکم مرگ داده مرتدان، بنگر که در آخر کار
حکم وی پروردگار آرد به ناگاه بر تکیده پیکرش
می‌کُشی و شکر داری بر خدا گوئی ثواب
آنکه خون ریزد نداند گَشته قربانی بدست دیگرش
دیدمت بر کرسی عادل نشسته حکم داری بی‌امان
ای امان از بی‌امانانی که می‌راند به هر منزل خرش
می‌رسد آخر زمانِ تو، نمیرم تا به زیر آرم تو را
حکم بندت را نویسم مابقی باشد به تو شور و شرش
هر عزیزی که برآمد سر به پا بیتوته شب بهر تقاص
روی چشم ما نشیند می‌زداییم اشک از چشم ترش
بیتوته‌های شبانهٔ سرپولکی
۱۴۰۳/۲/۳۱